لازم انگلستان دستگاه مازراتی ایران

لازم: انگلستان دستگاه مازراتی ایران وبگردی مازراتی در ایران خودرو لوکس خودرو لاکچری

گت بلاگز اخبار حوادث سناریوی مرگبار دختر فراری جهت صاحبخانه

پسرجوان زمانی که از ماجرای مزاحمت‌های صاحب‌خانه دختر مورد علاقه‌اش با خبر شد، نقشه قتل او را اجرا کرد. 

سناریوی مرگبار دختر فراری جهت صاحبخانه

عبارات مهم : ایران

پسرجوان زمانی که از ماجرای مزاحمت های صاحب منزل دختر مورد علاقه اش با خبر شد، نقشه قتل او را اجرا کرد.

آنها جسد را به محلی خلوت برده و آن را آتش زدند؛ ولی در تحقیقات پلیسی راز این جنایت برملا شد و پسر جوان و دختر مورد علاقه اش بازداشت شدند.

چندی پیش مردی میانسال به اداره پلیس رفت و از ناپدید شدن پسرش خبر داد. او در تحقیقات گفت: چند سال قبل به همراه خانواده ام از افغانستان به کشور عزیزمان ایران آمدیم و در اینجا مشغول به کار شدیم. پسرم منزل ای در اطراف پایتخت کشور عزیزمان ایران اجاره کرد و جدا از ما زندگی می کرد.

سناریوی مرگبار دختر فراری جهت صاحبخانه

این را هم بگویم که مدتی است با دختری افغان که قاچاقی از افغانستان به کشور عزیزمان ایران آمده است زندگی می کند. دیروز با پسرم تماس گرفتم و پاسخ نداد. زمانی که از تماس با حفیظ مایوس شدم به منزل اش رفتم ولی از او خبری نبود. دخترجوان که نرگس نام داشت گفت حفیظ روز گذشته از منزل خارج شده است و دیگر برنگشته هست. چون تلفن همراهش را هم پاسخ نمی داد دلواپس شدم و به پلیس خبر دادم. به دنبال شکایت مرد میانسال تحقیقات جهت مشخص شدن راز ناپدید شدن حفیظ از سوی کارآگاهان مبارزه با جرایم جنایی شروع شد.

جسدی در بیابان

پسرجوان زمانی که از ماجرای مزاحمت‌های صاحب‌خانه دختر مورد علاقه‌اش با خبر شد، نقشه قتل او را اجرا کرد. 

در حالی که تحقیقات جهت یافتن مرد افغان ادامه داشت، زنی میانسال با پلیس تماس گرفت و از جسدی سوخته در بیابان های اطراف پایتخت کشور عزیزمان ایران خبر داد.

به دنبال این تماس، ماموران پلیس راهی محل شده است و با جسد سوخته مردی جوان مواجه شدند.

راز ناپدید شدن مرد جوان

در بررسی های اولیه به نظر می رسید جسد متعلق به مردی افغان است که بعد از قتل به آن محل انتقال یافته و به آتش کشیده شده است هست. از آنجا که هویت جسد نامعلوم بود، کارآگاهان سراغ پرونده افرادی رفتند که در چند روز گذشته ناپدید شده است و مشخصات آنها با مشخصات جسد سوخته شباهت داشت. در میان پرونده های فقدانی، آنها با پرونده حفیظ مواجه شدند.

سناریوی مرگبار دختر فراری جهت صاحبخانه

باتوجه به این که مشخصات حفیظ با جسد پیدا شده است شباهت زیادی داشت، از خانواده او خواسته شد جهت شناسایی جسد به پزشکی قانونی بروند. با حضور خانواده مرد جوان و شناسایی هویت جسد، راز ناپدیدشدن مرد افغان برملا شد.

ردپای یک زن

پسرجوان زمانی که از ماجرای مزاحمت‌های صاحب‌خانه دختر مورد علاقه‌اش با خبر شد، نقشه قتل او را اجرا کرد. 

با مشخص شدن آینده شوم مرد افغان، تحقیقات جهت شناسایی عامل یا عاملان جنایت ادامه یافت. در ادامه تحقیقات کارآگاهان سراغ دختر افغان رفتند.

اظهارات متناقض دختر جوان باعث شد کارآگاهان جنایی به او مشکوک شوند. این در حالی بود که او آخرین شخصی بود که مقتول را زنده دیده بود و بی شک از آینده نامعلوم او خبر داشت.

سناریوی مرگبار دختر فراری جهت صاحبخانه

اعتراف به قتل

به این ترتیب دختر جوان بازداشت شد و تحقیقات از او صورت گرفت. نرگس ابتدا منکر ماجرا بود ولی زمانی که با مدارک و شواهد پلیسی مواجه شد به ناچار لب به اعتراف گشود و گفت: پدر و مادرم فوت کرده اند و من هم که در کشورم تنها بودم تصمیم گرفتم به کشور عزیزمان ایران بیایم. با خودم گفتم با این کار هم زندگی در کشوری دیگر را تجربه می کنم و هم می توانم جهت خودم کاری دست و پا کنم. در افغانستان جهت دختر تنهایی مثل من کاری نبود و من باید کاری پیدا می کردم تا از بعد هزینه زندگی ام بربیایم.

او ادامه داد: چهار ماه قبل با مردی جوان آشنا شدم که قاچاق بر بود. از او خواستم مرا به کشور عزیزمان ایران بیاورد. او هم قبول کرد و ما پنهانی و قاچاقی از مرزهای شرقی کشور وارد کشور عزیزمان ایران شدیم. هنگامی که به پایتخت کشور عزیزمان ایران رسیدم جایی جهت ماندن نداشتم و مانده بودم شب را کجا بمانم، ولی این مسئله را هم مرد قاچاق بر حل کرد و مرا به حفیظ معرفی کرد. مردی 45 ساله که وضع مالی خوبی داشت و جهت خود منزل ای اجاره کرده بود.

آشنایی در فضای مجازی

نرگس ادامه داد: دو ماهی از بودنم در منزل حفیظ می گذشت که در یک گروه تلگرامی افغان ها، با مراد آشنا شدم. مراد پسری جوان بود که از نظر سنی حداقل 20 سالی از حفیظ کوچک تر بود. او به من ابراز علاقه کرد و من هم که در این شهر تنها بودم و از طرفی دوست نداشتم با مردی باشم که هم سن و سال پدرم هست، رابطه پنهانی ام را با مراد برقرار کردم. حفیظ از این ماجرا چیزی نمی دانست و می دانستم که اگر به عنوان پی ببرد بی شک یا مرا از منزل اش بیرون می کند یا دیگر اجازه نمی دهد با مراد ارتباط داشته باشم. بعد از مدتی مراد متوجه مزاحمت های حفیظ شد، بعد از این عنوان بود که مراد پیشنهاد قتل او را مطرح کرد. ابتدا مخالفت کردم ولی اصرارهای مراد باعث شد با او همراه شوم. مراد می گفت نمی تواند مزاحمت های حفیظ را تحمل کند.

او ادامه داد: طبق نقشه ای که با مراد کشیده بودیم، در منزل را باز گذاشتم و مراد پنهانی وارد منزل حفیظ شد. بعد از آن که با چاقو او را به قتل رساند، جسد حفیظ را داخل ماشین مراد گذاشتیم و به سمت بیابان های اطراف حرکت کردیم. جسد را در محلی پرت و خلوت رها کرده و جهت این که هویت او مشخص نشود، مراد آن را آتش زد و بعد از آن به منزل آمدیم. طبق قراری که با مراد گذاشته بودم قرار شد به خانواده اش بگویم از سرنوشتش بی خبرم و ممکن است به افغانستان رفته باشد. ولی آنها حرف های مرا باور نکردند و در نهایت راز این جنایت برملا شد.

با اعتراف دختر جوان، مراد نیز در تحقیقات پلیسی بازداشت شد و به قتل مرد افغان اعتراف کرد. با دستگیری متهمان این پرونده، مراد و همدستش راهی زندان شده است و بررسی ها در این خصوص ادامه دارد.

واژه های کلیدی: ایران | زندگی | اعتراف | تحقیقات | خانواده | افغانستان | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz