لازم انگلستان دستگاه مازراتی ایران

لازم: انگلستان دستگاه مازراتی ایران وبگردی مازراتی در ایران خودرو لوکس خودرو لاکچری

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری ریما رامین‌فر در مورد تجربه‌ش در پایتخت می‌گوید

ریما رامین فر اعتراف کرد: من نسبت به هما کمی عصبی‌تر و زودرنج‌تر هستم و زیاد از او قهر می‌کنم.

ریما رامین‌فر در مورد تجربه‌ش در پایتخت می‌گوید

ریما رامین فر در مورد تجربه ش در پایتخت می گوید

عبارات مهم : سریال

ریما رامین فر اعتراف کرد: من نسبت به هما کمی عصبی تر و زودرنج تر هستم و زیاد از او قهر می کنم.

هما نمونه کاملی از یک شخصیت مثبت هست؛ عقل کلی که در شرایط سخت و بحرانی، نقی همه را به او ارجاع می دهد. این حجم از شاخصه های مثبت و هدایت های راه و بیراه خانواده اش می توانست میان او و مخاطب فاصله بیندازد و نقشش را به دوست نداشتنی ترین شخصیت سریال بدل کند. در واقعیت ولی چنین نشده هست؛ تضاد حضور هما در بعضی سکانس های کمدی اتفاقا نمک کار را زیاد می کند و نبودش قطعا توازن خانواده معمولی را بر هم می زند. ریما رامین فر یا همای سعادت پایتخت را در مراسم تقدیر از عوامل این مجموعه در شرکت هنری، رسانه ای اوج دیدیم و با او در مورد تجربه حضورش در پنج سری از پایتخت و آشناترین نقشش میان مردم، گفت وگو کردیم.

ریما رامین‌فر در مورد تجربه‌ش در پایتخت می‌گوید

در جایی گفته اید که نسبت به بازی در سری های بعدی «پایتخت» احساس تعهد می کنید. این احساس تعهد تا کجاست؟

من از فردای آخرین قسمت دارم به این پرسش جواب می دهم که سری ششم ساخته می شود یا نه؟ بعد هنگامی که یک کار تا این اندازه موفق هست، مخاطب تا این میزان منتظر تماشای ادامه اش است و دلش می خواهد باز آن را ببیند و انتظار دارد که تو دوباره در یک نقش و در یک مجموعه ظاهر شوی، این دیگر خودخواهی من است که بگویم نه دیگر این نقش تکراری را دوست ندارم.

همزمانی ضبط این سریال با پیشنهادهای خوب دیگر برایتان مهم نیست؟

ریما رامین فر اعتراف کرد: من نسبت به هما کمی عصبی‌تر و زودرنج‌تر هستم و زیاد از او قهر می‌کنم.

این اتفاق افتاد. من فیلمنامه ای خواندم که بسیار عالی بود و مطمئنم هیچ کس آن کار را رد نمی کند، ولی چون با «پایتخت» همزمان بود آن را نپذیرفتم. از اینگونه اتفاقات پیش می آید.

اگر فیلمنامه سری بعد را دوست نداشته باشید چه؟

امکان ندارد. جهت این که آنچه از توانایی و ایده های گروه سازنده این سریال سراغ دارم این است که پایتخت، هرگز عقبگرد نمی کند. این گروه همواره تلاش می کنند رو به جلو پیش بروند. من هم بخشی از این تیم هستم و باید بایستم، حمایت کنم و همراه باشم تا کار پیش برود.

بازیگرانی هستند که بعد از مدتی به سینما می روند و می گویند ما تلویزیون کار نمی کنیم. نگاه شما چگونه است؟

ریما رامین‌فر در مورد تجربه‌ش در پایتخت می‌گوید

ممکن است اگر کار جدیدی در تلویزیون به من پیشنهاد شود ترجیح بدهم که کار تئاتر انجام بدهم. به هر حال نمی شود خرده گرفت، سلیقه ها تفاوت می کند و هر کس حق گزینش دارد، ولی پایتخت جهت من به طور کلی مقوله متفاوتی هست. این را بارها در مصاحبه هایم گفته ام که این تیم به اندازه خانواده واقعی ام جهت من عزیز هست. آنقدر این تیم را دوست دارم که اگر بخواهند در ادامه این مسیر حرکت کنند و من بتوانم بار کوچکی از روی دوش آنها بردارم، حتما کمک خواهم کرد.

چه می شود که گروه و عوامل یک سریال جهت بازیگر حکم خانواده را پیدا می کند؟

فکر می کنم به خاطر این است که پله پله با یکدیگر جلو آمدیم. همه می گویند و می دانند که هیچ سریالی تا به حال در کشور عزیزمان ایران به فصل پنجم نرسیده است و ما با این وجود سری پنجم را هم ساختیم. در طول مسیری که با هم طی کرده ایم این همدلی ایجاد شده است هست؛ همدلی که از راس هرم شروع می شود و به همه اعضا تسری پیدا می کند. این حس مثبت باعث می شود بگویم که هرگز در برابر خانواده پایتخت کوتاهی نمی کنم.

ریما رامین فر اعتراف کرد: من نسبت به هما کمی عصبی‌تر و زودرنج‌تر هستم و زیاد از او قهر می‌کنم.

شما کارهای موفقی مثل «ابد و یک روز» را در سینما داشته اید و در تئاتر نیز سابقه خوبی دارید. در کارنامه کاری تان نقش «هما» چه جایگاهی دارد؟

من شخصیت هما را خیلی دوست دارم و از این که در کارنامه کاری ام این نقش را دارم احساس خوبی می کنم. البته در جایی گفته ام که این نقش می تواند دوست نداشتنی ترین شخصیت سریال باشد.

ریما رامین‌فر در مورد تجربه‌ش در پایتخت می‌گوید

چرا؟

پرداخت این شخصیت به گونه ای است که می تواند دوست نداشتنی باشد.

برای این که از دیگر شخصیت ها مثبت تر است؟

دقیقا. هما مدام در حال تذکر دادن و اصلاح کردن این و آن هست. حتی غلط املایی و انشایی اطرافیانش را هم درست می کند! هر لحظه حواسش است که خانواده اش اشتباه نکنند. به خاطر این همه مثبت بودن، می تواند دوست داشتنی نباشد و مخاطب او را بعد بزند، ولی واقعیت این است که من با شاخصه های این شخصیت کنار آمده ام.

البته در «پایتخت 5» به خاطر مشکلاتی که بعد از تصادف جهت او پیش آمد، کمی از شاخصه کامل و ایده آل بودنش کم شد.

من هم همین گونه فکر می کنم. در این سری نقطه ضعف هایی به هما اضافه شد و فکر می کنم شخصیت او را بانمک تر کرد.

چقدر این شاخصه هایی که از هما در سریال می بینیم در فیلمنامه وجود داشته است و چقدر را خودتان به این نقش اضافه کرده اید؟

فکر می کنم شخصیت من و هما به نوعی با یکدیگر به تعامل رسیده اند. الان دیگر نمی توانم در آن چیزی که خشایار الوند و محسن تنابنده بعد از پنج فصل می نویسند، شخصیت خودم و هما را تفکیک کنم. امروز به یک وحدت با این نقش رسیده ام.

خودتان هم مثل هما همین قدر مثبت هستید؟

من نسبت به هما کمی عصبی تر و زودرنج تر هستم و زیاد از او قهر می کنم.

این سری از پایتخت به لحاظ شرایط تولید و جلوه های خاص سخت تر از فصل های پیشین آن بود.

درست هست. متفاوت تر و خیلی سخت تر.

ضبط کدامیک از سکانس ها برایتان سخت تر بود؟

از قسمتی که وارد بالن شدیم بسیار سخت بود تا انتها.

آن صحنه ها که زیاد با جلوه های خاص رایانه ای درست شده است بود؟

قسمتی از آن رایانه ای بود، نه همه اش. آنجا که با بالن اوج رفتیم، با جرثقیل ما را اوج بردند. قسمتی هم که در دریا پرت شدیم، خودمان افتادیم و بخش های مربوط به افتادن در ساحل هم واقعی بود. همه این سکانس ها برایمان سخت بود ولی سکانس هایی که در شهرک دفاع مقدس در گرمای تابستان ضبط کردیم، سخت تر بود.

بعضی از مخاطبان «نقی» و خانواده اش را به خاطر همان قصه های راحت ارزش و زندگی در شهری کوچک دوست دارند. قصه «پایتخت 5» با جلوه های خاص ا ی که گفتیم، وارد فضای تازه ای شد. به عنوان بازیگر از این که مخاطب شخصیت های شما را در موقعیت های تازه بعد بزند، نترسیدید؟

نه، چون می دانستم لحن شیرین کار حفظ شده است هست. این خانواده در موقعیت تازه نیز مثل گذشته هستند. یعنی شخصیت های این خانواده شیرینی یشان را در تمام لحظات دارند؛ هنگامی که بعضی از اعضای این خانواده در شرایط بحرانی در نفربر می رقصند، نشان می دهد اینها هنوز همان خانواده بانمک و شاد و خجسته هستند! تا آخرین لحظات هم شوخی می کنند و حسودی ها، درگیری ها و علاقه و عاشقی های خود را دارند.

انتقادهایی را که در مورد قسمت های نهایی سریال و اضافه کردن ماجرای داعش به قصه مطرح شد، شنیده اید؟

در فصل های قبل که داعش هم در کار نبود، ما با انتقاداتی روبه رو بودیم. به انتقادات گوش می دهیم تا بفهمیم چه چیزی منتقدان را اذیت کرده است ولی زیاد نمی توان بر این اساس کار را قضاوت کرد.

برخی می گفتند لزومی نداشت این قصه به آن فضا و ماجرای داعش وصل شود و حتی می گفتند اساسا چنین ظرفیتی نداشت.

موافق نیستم. پرداخت ماجرا در قسمت های وصل شدن به ماجرای سوریه و داعش خیلی ظریف هست. این که یک خانواده جهت کار به ترکیه می روند، سوار بالن می شوند و اتفاقی سر از سوریه درمی آورند به نظرم خیلی خوب از آب درآمده و از کار بیرون نمی زند. قصه پله پله چیده شده است تا به آنجا برسد.

حرف و حدیث های بسیاری در این باره در اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … مجازی مطرح شد.

اصلا در اینترنت نیستم و از بازخوردها در این فضا خبر ندارم.

به طور کلی بازخوردهایی که دریافت می کنید، چگونه است؟

عالی هست. مردم در کوچه و خیابان خیلی لطف دارند.

در کدام سکانس خودتان زیاد خندیده اید؟

تقریبا همه سکانس ها. اول چندین بار تمرین می کنیم و خنده هایمان که تمام می شود، فیلمبرداری می کنیم.

سکانسی است که زیاد در خاطره تان مانده باشد و زیاد دوستش داشته باشید؟

چند سکانس است که خیلی دوستشان دارم. اصولا سکانس های عاطفی هما و نقی را دوست دارم.

معمولا این سکانس ها طبیعی و خوب از کار می آید.

دقیقا. به جایی رسیده ایم که این شخصیت ها را خوب می شناسیم و بلدیم احساساتشان را بدرستی نشان دهیم. غیر از این، صحنه هایی را که با فهیمه داشتم خیلی دوست دارم. بخصوص صحنه ای که راجع به خواستگارهای زیادش با هما صحبت می کند. سکانسی که جلو رفتم و با الیزابت حرف زدم را هم دوست دارم.

با وجود بعضی حاشیه های مطرح شده است راجع به این سری از پایتخت، اغلب معتقدند پایتخت5 بهتر از دو فصل گذشته هست. موافقید؟

ما در گذشته همواره با این مسئله مواجه بودیم که موقع ضبط به پخش می‎ رسیدیم و تیم در حالی که خیلی خسته بود، باید آخر کار را فیلمبرداری می کرد ولی این دفعه با فراغ بال تصویربرداری کردیم. از اردیبهشت شروع و تا مهر تمام کردیم و تا عید وقت کارهای دیگر را داشتیم. همچنین این سری با هزینه بیشتری ساخته شد و این عوامل قطعا در بهتر شدن کار موثرند. شخصا «پایتخت 3» را خیلی دوست دارم؛ همان پایتختی که به ماجرای مسابقه های کشتی می پرداخت.

اتفاقا می خواستم بپرسم خودتان کدام فصل ها را زیاد دوست دارید؟

من سری یک، سه و پنج را زیاد دوست دارم.

و علت این انتخاب؟

احساس می کنم فیلمنامه هایشان قوام بهتری دارد و در مجموع کار بهتری شد. اگر حساب کنید، سری های فرد را زیاد دوست دارم. البته نه به این معنی که دو و چهار را دوست ندارم.

ممکن است نقش هما هم یک روزی مانند نقش «بهبود» از بین بردن شود؟

چرا که نه! البته گروه تا به حال هرگز نقشی را از بین بردن نکرده هست. این تصمیم خود مهران احمدی بود که می خواست نباشد. من هم اگر روزی بگویم تحت هیچ شرایطی نمی آیم گروه مجبور است چاره ای بیندیشد و نقش را از بین بردن کند. لیکن نمی گویند چون هما نمی آید، ما هم ادامه را نمی سازیم.

البته ابتدا گفتید این اتفاق از سمت شما نمی افتد.

بله. الان مثال زدم، وگرنه این نخواستن از سمت من اتفاق نمی افتد.

این روزها مشغول چه کاری هستید؟

یک تئاتر به نام «آن سوی آینه» به کارگردانی علی سرابی را روی صحنه دارم.

جام جم

واژه های کلیدی: سریال | مخاطب | سریالی | پایتخت5 | پایتخت 5 | خانواده | فیلمنامه | اخبار فرهنگی و هنری


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz